2 ـ هفته 22
سلام دختلي شيطون ماماني
الهي من قربونت برم كه روز به روز داري شيطونتر ميشي
امروز اولين روز هفته 22ام هست .
پريروز رفتم پيش دكترم...همه چيز خوب بود و طبيعي
شما خوب بودي و خوب رشد كرده بودي و ماماني هم تو اين يك ماهه آخر سه كيلو چاقتر شده بود
...نميدونم اين وزناي اضافه چجوري ميخواد برگرده سر جاش؟!!!!!!
در مورد شما همه چي خوب و طبيعي بود عسل مامان...فقط وضعيت مامان يه خورده قابل تأمل بود![]()
دكتر گفت دل دردا و كمردردايي كه ميشم جاي نگراني داره...بايد مواظب باشم و مراعات كنم و يه قرص هم داد كه 1 ماه بخورم تا دفعه آينده كه ميرم ببينه اين دردا بهتر شده يا نه؟!!
شايد از ماه آينده رو استعلاجي بگيرم و كلاً بشينم تو خونه تا خيالم هم راحتتر باشه
آخه دكتر از اول بارداري بهم گفته مراعات كنم چون احتمال خطر زايمان زودرس ممكنه داشته باشم
خدا كنه همه چيز خوب پيش بره و شما سر وقت خودش بياي پيشم كه نه خودت اذيت بشي نه ماماني
اين روزا تكونات خيلي زيادتر شده...شبا كه ميخوام بخوابم تازه جنابعالي يادت ميفته بايد تكون تكون بخوري و ماماني با تمام خستگيش لبخند بشينه رو لبش از شيطونياي دخمليش![]()
آخر شبا و اول صبح ها بيشتر از هميشه تكون ميخوري...انگاري بقيه روز رو ازت گرفتن قشنگ مامان
من خيلي به اين تكون خوردنات عادت كردم كه اگه يكي دو ساعتي تكون نخوري با اينكه چيز طبيعيه ولي نگران ميشم بيخود آخه دلم برا دخمليم تنگ ميشه
.
راسي مامان حسابي سرما خورده و ديروزم خونه استراحت كردهها...تو سرما نخوري خوشكل مامان،باشه؟![]()
واي كه چقد دلم ميخواد اين ماههاي آخر زود بگذره و تو رو كنار خودم داشته باشم...دلم ميخواد بدونم چه شكلي ميشي؟شبيه من يا بابايي؟![]()
ولي ايشالا سالم باشي و صالح عزيز دلم...سلامتيت از همه چي مهمتره عشق من
ميبوسمت نفس ماماني...مواظب خودت باش تا بياي پيش من و بابايي دخترك قشنگم



2 ـ هفته 22
