11 ـ هفته 31 و حرف با دخملي
سلام ناز بانوي مامان.gif)
چطوري فدات شم؟
راستشو بخواي از ديشب كه توي پاتختي پسرعمه بابايي صداي آهنگ درست پشت سر من و شما بود به وجد اومدي و حسابي تكون تكوناي محكم ميخوري...سر مست شدي از صداي آهنگ دخملي مامان؟.gif)
از سيسمونيات خوشت اومد؟...همونايي كه عكسشو گذاشتم واست؟.gif)
هنوز بقيهاش رو نديدي...
واي كه وقتي مامان عزيز از بندر اومدن و اون چيزايي كه خريده بودن رو نشونم دادن از خوشحالي و لذت فرياد ميزدم و همه لباسا و كفشاتو بغل ميگرفتم و ميگفتم كي بشه دخمليم دنيا بياد و اينا رو بپوشه.gif)
همه چيزات خيلي قشنگن.gif)
تازه يه خورده ديگهاش هم مونده كه خاله نجمه جوني كه تا 4-5 روز ديگه مياد مياره واست
ايشالا ميخوايم به زودي اتاق قشنگت رو بچينيم ماماني
انقده ذوق دارم اتاقت رو زودتر بچينم عسل بانوي خوشكلم.gif)
الان توي هفته 31 ام هستي...هفته شمارت شروع شده
اگه بخواي 40 هفتهاي به دنيا بياي 9 هفته ديگه مونده و اگه بخواي 38 هفتهاي دنيا بياي 7 هفته ديگه مونده....gif)
يعني من ميتونم دخمليم رو بين 7 تا 9 هفته ديگه توي بغلم بگيرم...الهي قربون اون دسا و پاهاي كوچولوت برم كه دارم لحظه شماري ميكنم واسه نوازش كردنشون.gif)
خلاصه كه ديگه حسابي بي تاب ديدنت شدم و همش دارم با بابايي از تو حرف ميزنم كه تا يه مدت ديگه شبا مياي كنارم ميخوابي.gif)
يه جورايي ميخوام بابايي رو اذيتش كنم و شيطوني ميكنم و بهش ميگم وقتي دخملم دنيا بياد ديگه مجبورم پشتم رو به تو بكنم و صورتم طرف دخمليم باشه.gif)
ولي بابايي خيلي دوست دارهها
منم خيلي دوست دارم
كاش زودي اين مدت هم بگذره و ما زودي فرشته قشنگمون رو بتونيم ببينيم.gif)
ايشالا صحيح و سالم بياي پيشمون غنچه خوشكل مامان.gif)


11 ـ هفته 31 و حرف با دخملي
