4 ـ هفته 23
سلام خانوم خانوما
دخمل مامان چطوره؟
ماماني خيلي دوست داره عزيزم...مخصوصاً وقتايي كه حسابي شيطون ميشي و پشت سر هم تكون ميخوري و دل ماماني رو ميبري قربون دخمل زرنگم بشم من
ماماني حسابي به تكونات عادت كرده و يه وقتايي كه داري استراحت ميكني و كمتر تكون ميخوري دلش حسابي برات تنگ ميشه خانومم
قند عسل مامان ميدوني كه خيلي شيطوني و بعضي وقتا مامان رو سر كار ميذاري؟!!
يه وقتايي كه كمتر تكون ميخوري منم نگران ميشم و واسه اينكه بابايي بهم دلداري بده بهش زنگ ميزنم..اما تا ميام بهش بگم دخمليت تكون نميخوره و يه خورده نصيحتش كن شروع ميكني حسابي وول وول خوردن و ماماني رو پيش بابايي ضايع ميكني...فك كنم دلت واسه بابايي تنگ ميشه كه اينكارا رو ميكني فدات بشم نفس مامان
امروز وارد هفته 23 شدم به حساب خودم...كاشكي بابايي هم ميتونست حالا ديگه تكونات رو حس كنه...دلم براش ميسوزه وقتي واسش تعريف ميكنم داري تكون ميخوري از چشماش معلومه چقد دوس داره اونم حس كنه تكوناتو...آخه دخملي گلشي ديگه عزيز دل مامان و بابا
ديشب با مامان عزيز و خاله نجمه جونيت و پسرخاله شيطونت محراب رفتيم واست تخت و كمد ببينيم...من دنبال تخت و كمد سبز كاهويي هستم...يه سبز ملايم كه به دخملم آرامش بده
يه چند تايي ديدم ولي هنوز بايد بگردم تا بهترينش رو واسه دخمل خوشكلم انتخاب كنم...اميدوارم دوس داشته باشي عشق ماماني
عروسكم شما انقد زرنگ و شيطوني كه صبح عليالطلوع با مامان بيداري و وقتي سر كار ميشينم پشت ميزم شما هم مرتب حركت ميكني تا به ماماني بفهموني كه همراهيش ميكني و ماماني رو دوس داري الهي من قربون اون حركتاي شيرينت بشم جون و عمرم
زودي بزرگ شو و به موقع بيا پيش اينهمه آدمايي كه منتظرتن تا بياي شيطونك قشنگم


4 ـ هفته 23
